مدیر محصول کیست؟

مدیر محصول (PM) تصمیم می گیرد که چه محصولات و نرم افزاری باید در مرحله بعد تولید شود و به مدیریت تحقیق، طراحی، تست کردن، و استراتژی ورود به بازار کمک می کند. در حالی که یک مدیر محصول مسئولیت های بسیار دیگری نیز دارد، تصمیم گیری برای اینکه چه چیزی و با چه ترتیبی تولید شود مسئولیت اصلی یک مدیر محصول است.

دو ملاحظه ی اصلی برای اولویت بندی اینکه چه چیزی باید تولید شود وجود دارد؛ احتمال به حداکثر رساندن تعداد مشتری و تأثیر کسب و کار بر روی بازار. مدیر محصول باید هر دو حوزه را برای محصول بیشترین ارزش برای کسب و کار بهینه کند. این امر منجر به محصولاتی می شود که برای مصرف کننده مفید و برای شرکت سودآور هستند.

مدیر محصول همچنین سرپرست توسعه ی محصول و مدیریت تیم ها است. این بدان معناست که آن ها مسئول توزیع اطلاعات و اطمینان از شفاف بودن افراد در اهداف خود هستند. در مدیریت محصول، رسیدن به ددلاین ها مهم است، بنابراین مدیران محصول نیاز به ارتباطات حرفه ای و مهارت های قوی رهبری دارند.

مدیر محصول روی سلسله ای از مسئولیت ها در طول تولید و توسعه نظارت دارد. در این پست از وبلاگ نومانو تعدادی از این وظایف را بررسی می کنیم.

 

یک مدیر محصول چه کاری انجام می دهد؟

مدیر محصول محدوده ی پروژه و ارائه ها برای تیم های توسعه را شناسایی و مشخص می کند. آن ها مسئول ترسیم یک چشم انداز تولید و ایجاد یک استراتژی قابل اجرا برای آوردن آن به خط محصول هستند. هماهنگ کردن هر یک از تیم های مهندسی و راهنمایی شان از برنامه ریزی اولیه تا معرفی محصول نهایی نیز وظیفه ی آن هاست.

در عمل، این بدان معناست که یک مدیر محصول باید مشکلات مشتری و چالش هایی که شرکت به دنبال حل کردن شان است را شناسایی کند. بنابراین، مدیران محصول برای معتبر ساختن و پیاده سازی راه حل ها، و در نهایت معرفی یک محصول به بازار، همراه با تیم های توسعه و طراحی کار می کنند.

بسته به سازمان، اغلب اولویت بندی مشکلاتی که نیاز است فوری حل شوند بر عهده مدیر محصول است، و معتبر ساختن چالش های مشتری به عنوان مشکلاتی که ارزش اختصاص زمان و منابع برای حل کردنشان در زمان حال و یا آینده را دارند.

 

چه طور یک مدیر محصول شویم؟

اکثر نقش های مدیر محصول نیاز به یک تجربه قبلی در سمت مدیریت دارد. با این حال، فرصت هایی که آماده سازی ارزشمندی را ارائه می دهند و کاندید شدن شما را قوی می کنند وجود دارند حتی اگر شما هنوز در این شاخه کار نکرده باشید.

شما باید به حل کردن مشکلات ادامه دهید. این کاری است که برای مدیر محصول شدن انجام دادم.

مدیریت محصول

در ادامه نکاتی را برای روبه رو شدن با مشکلات پیش روی یک مدیریت محصول وجود دارد ذکر می کنیم:

 

  1. پروژه ای که می توانید به پایان برسانید را پیدا کنید

در سال ۲۰۱۵، در هاب اسپات مشتاق بودم که یک مدیر محصول شوم – دقیقاً مثل شما.

به دلیل تأثیرباالقوه ای که می توانستم روی کسب و کار بگذارم جذب این نقش شدم. من به عنوان یک کارشناس پشتیبانی مشتری در HubSpot کار می کردم، و تصمیم گرفتم یک دوره ی مدیریت محصول در General Assembly بگذرانم. به عنوان بخشی از پروژه پایانی ام برای کلاس General Assembly، باید یک مشکل را انتخاب می کردم و از طریق راه حل های بالقوه ی معتبرسازی برای عرضه به بازار پیش می رفتم.

بعد ارائه مشکل و راه حل، با همکلاسی ام برای دنبال کردن واقعی مشکلی که تحقیق و بررسی کرده بودم لینک شدم: مدیریت به اشتراک گذاری های دیجیتال ماهانه تان (مانند Spotify، Netflix و غیره) از طریق یک اپلیکیشن مجزا روی تلفن همراه تان.

سه ماه بعد، اپلیکیشن iOS ما، یعنی Subscript Me متولد شد، و متعهد شد که به مردم در مدیریت به اشتراک گذاری هایشان کمک کند، و خدمات برتر از دید بقیه ی کاربران را پیدا کند.

به عنوان بخشی از فرآیند محصول اپلیکیشن، تحقیقات بازار و کاربر را انجام دادم، نمونه ی اولیه را طراحی و تست کردم، و با یک توسعه دهنده برای محصول اپلیکیشن iOS برای ارائه یک راه حل به بازار همکاری کردم.

در حقیقت من کد اپلیکیشن را نزده بودم، کارهای مهندسی را برون سپاری کردم و برای اطمینان از این که SubscriptMe یک مشکل واقعی را حل می کند متمرکز بودم. نیازی به داشتن یک پیش زمینه فنی برای ارائه محصول به بازار و یا مدیر محصول بودن نیست.

پس از ۱۸ ماه، بعد از پیدا کردن یک مدل کسب و کار مناسب، کار روی اپلیکیشن را متوقف کردم. در حین این که هیچ موفقیت تجاری که برای رسیدن به آن امیدوار بودم، یا هیچ سمت مرتبط به مدیر محصول را نداشتم، تمام کارهایی که یک مدیر محصول برای معتبرسازی مشکلات و راه حل ها انجام می دهد را انجام دادم.

نکته کلیدی: نیازی نیست برای به دست آوردن تجربه ای که در اینجا گفتم یک اپلیکیشن موبایل تولید کنید.

می توانید  یک کسب و کار راه بیاندازید. روی مجموعه ای از مشکلات که فرصت هایی برای امتحان کردن و شکست خوردن فراهم می کند، کار کنید. همه ی این ها در مسیر شما برای مدیر محصول شدن کمک کننده اند.

 

  1. برای حل مشکلات به عنوان یک پروژه جانبی در کار داوطلب شوید

چه در یک استارتاپ و چه در یک کسب و کار بزرگ کار کنید، شرکت ها به کارمندان برای حل مشکلات قدرت می دهند. اگر شما در موقعیتی که استقلال داشته باشید نیستید و یا زمان برای کار روی مشکلاتی که خارج کار اصلی شما رخ می دهد را ندارید، به گشتن ادامه دهید تا راهی را پیدا کنید که شما و مدیرتان به این باور که راه حل ارزشمندتری وجود دارد برسید.

این بار، از سمت نماینده پشتیبانی به متخصص اجرایی منتقل شدم.

در این زمان، ما در حال انتقال از یک سیستم صورتحساب به سیستم دیگری بودیم، این انتقال باعث ایجاد مشکلات زیادی برای مشتری در رابطه با اکانت و دسترسی صورتحساب شد. من از مدیرم پرسیدم که اگر مایل است حل کردن مشکلی که با آن روبه رو شدیم را به من بسپارد. با تمام نیرو برای حل مشکل پیش رفتم.

هر موقع که مشکلات صورتحساب ظاهر می شد، هم گروهی هایی داشتم که روش من را برای مشتری ارسال می کردند. مراحلی که چه طور مشتری با یک موقعیت عجیب روبه رو می شود را ثبت کرده بودم.

مشکل صورتحساب را برای مشتری حل می کردم و یافته هایم را برای تیمی که روی مجموعه خاصی از محصولات کار می کردند می فرستادم. در نهایت، توانستیم مشکلات صورتحساب را با یک راه حل عالی که چند هفته بعد تیم محصول ارائه کرد، کاهش دهیم.

در طول مسیر چیزهای زیادی یاد گرفتم. مثل، اولیت بندی کردن، ارتباط برقرار کردن با تیم های مختلف. ولی، در پایان باز هم من یک مدیر محصول نشده بودم. دوباره زمان حرکت به سمت مشکل بعدی بود.

نکته کلیدی: از هم گروهی و مدیرتان درباره ی مشکلی که با آن رو به رو هستند سؤال کنید و روی آن تحقیق کنید، روی یکی از راه حل های خودتان آن را اجرا کنید و به کار روزانه تان اضافه اش کنید.

 

  1. یک مسیر برای رو به رو شدن با مشکلات دشوار، انجام تحقیق، و همکاری متقابل ایجاد کنید

مدیرم به من برای حل کردن یک مشکل دیگر ایمان پیدا کرده بود: کمک به کسب وکارهای بسیار کوچک با HubSpot از طریق مدل پردازش سلف سرویس شروع شد.

چالش، در اختیار گرفتن یک بخش دشوار مشتری به طور کامل برای پردازش، حفظ و اجرا در مقیاس کم بدون منابع انسانی بود. نقش من مدیریت و پیاده سازی نصف برنامه بود. زمان را برای صحبت با مشتریان سپری می کردم تا یاد بگیرم چطور می توانم برنامه ای که تیم های جدید را بدون کنترل انسان پردازش و حفظ می کند بسنجم.

به عنوان بخشی از تلاشم، تجربیات را روی ویکی (wiki) شرکت آوردم، میزان تعامل با منابع پردازشم، و کار با ذی نفعان داخلی محصول، فروش ها، و پشتیبانی برای محصول برنامه ای که هنوز هم وجود دارد.

نزدیک یک سال روی این برنامه کار کردم. اساساً مانند یک مدیر محصول کار می کردم به غیر بعضی از مسئولیت های اصلی شان.

نکته کلیدی: در مسیر مدیریت پروژه تان و آزمایش هایی که اجرا می کنید پیش بروید، مدارکی که از طریق ویکی داخلی شرکت و خبرنامه به دست آوردید را ثبت کنید، و این آموزه ها را برای شروع شبکه کردن مکالمات با محصول سازمان به کار ببرید.

متناوباً، اگر به دنبال یک نقش مدیر محصولی خارج از سازمان تان هستید، این ها را روی وبلاگ شخصی و یا پروفایل لینکداین تان بیاورید.

 

  1. درخواست برای یک موقعیت شغلی

بعد گذراندن چند سال در مدیریت مشکلات داخلی و خارجی در محیط کار، ساختار کاری ای ایجاد کردم که به آن اشاره می کنم.

تمام تجربیاتی که در بالا ذکر کردم محور رسیدن به شغل مدیر محصول بود.

 

مهارت های یک مدیر محصول

  • یادگیری گفتن یک داستان خوب درباره مشکلی که برای حل آن تلاش می کردم
  • درک و تمرین انجام تحقیقات بازار و کاربر
  • آرامش داشتن هنگام صحبت با مشتری ها
  • داشتن تخصص برای نقش محصولی ای که برای آن درخواست دادم
  • نشان دادن مهارت های ارتباطی قوی نوشتاری و گفتاری
  • یادگیری نحوه اندازه گیری، آنالیز، و جمع آوری نتایج کلیدی برای ذی نفعان داخلی

توجه کنید که هیچ کدام از مهارت هایی که لیست شده است هیچ بعد فنی خاصی نداشتند. این یک تجربه شخصی از تشخیص و حل مشکلات مربوط به چندین سال بود، که کلید رسیدن من به شغل مدیر محصول بود.

نکته کلیدی: برای یک موقعیت مدیر محصول درخواست دهید، و به وسیله ی تجربیات خود و تخصص شناسایی، تشخیص، و حل مشکلات، همکاری متقابل بر مصاحبه فائق بیایید.

بنابراین، اگر می خواهید یک مدیر محصول شوید، فقط شروع کنید. یک مشکل را حل کنید، و بعدی، و سپس بعدی را. اگر به تعداد کافی مشکل حل کنید، یک مدیر محصول می شوید.

مطالب مشابه

پیام بگذارید